می خواهمت زندگی

یادت باشد که چشمانت در این بیغوله چراغ راه من است...بخند برایم...بخند با چشمانت تا شعله ور شود چراغ راهم

در بهاری که بی تو خزان شد باورم شد دگر نیستی تو

خود نگفتی که من هم بدانم کیستی تو، چیستی تو

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/٧ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ توسط نظرات () |