مرا به نام کوچکم صدا بزن!!

من ناراحت یا غمگین نیستم...

اما چیزی که می خوام بگم یه سواله یه پرسشه ،درددل یا شرح غم و اندوه نیست. پس خواهشمندم از دوستای بزرگوارم پیشنهادهایی از اون دست ندن.می بخشید که اینو گفتم.

می خوای پاک باشی ،می خوای زلال باشی،می خوای بخندی از ته دل .اما نه...صبر کن ...نه به اون چیزایی که همیشه می خندیدی بهش...

دلت میخواد داد بزنی ،رها بشی عینه باد اما نمیتونی،چون داری تو عالم واقعیت زندگی می کنی نه رویا...

فکر میکنی داری زندگی می کنی داری تلاش می کنی برای رسیدن به اهدافت،اما اون لذتی که می خوای رو از دنیا نمی بری...

برنامه های زندگیت کاملا مشخصه عینه یه آدم آهنی داری اجراشون میکنی اما گاهی اوقات هم کم میاری ...چون آدم اهنی هم چک آپ لازم داره...تو چک آپ هم نمیکنی...

دلت میخواد برقصی اما نه با ساز روزگار که همیشه باهاش می رقصی ،حتی نه با ساز خوش خش خش جون دادن برگ ها تو پاییز،بلکه با کسی که همدوش تو داره  نگاه می کنه مستقیم به چشمای تو...

دلت می خواد دستای یه نفر رو بگیری اونقدر تو دستات نگهش داری که از گرمای دستات کرخت بشه...

دلت یه آغوش می خواد ،یه آغوش گرم گرم گرم گرم اونقدر گرم که ذوب بشی توش اما نیست...

می خوای با یه نفر حرف بزنی،از چیزایی که تو دلته و کمتر پیش اومده به کسی گفته باشی،بگی،اما نیست...


می خوای بگی دوستت دارم

       می خوای بگی همه زندگی منی

               میخوای بگی نفسم به چشمات بنده

                                                                                اما.....

ح.د.١ :

- سلام آقا، معذرت می خوام این چتره چنده قیمتش؟

- این جنسش عالیه و تازه اومده ،معلومه آدم با سلیقه ای هستین و (صحبت های اضافه)...

- باشه میبرم

- یه نفره می خواین یا دونفره؟

- ....(بیرون رو نگاه میکنم که بارون نم نم و ریز دل آدم رو می بره)

- ممنون آقا. منصرف شدم. خداحافظ

ح.د.٢ : دوستی میگفت تو که دیگه نباید ...

        گفتم می دونم ،تو که منو می شناسی اما راهشو نمی دونم.

        میگه راه نداره...راهش بیراهست...بزن به بیراهه.

        نگاش می کنم.یاد حرفم می افتم.پس می گیرم حرفمو.

ح.د.٣ : من فکر میکنم آدمای شاخص حالا از هر نظر همین طوری از دل روزگار بیرون نمیان.یعنی چندین نسل میگذره تا اون آدم از اون نسب شاخص میشه.در واقع شرایط مختلف زندگی اینو ایجاب میکنه.حالا بگردین ببینین آدم شاخص نسب شما کی بوده ؟   

واما ...

اگه منو تو خیابون ببینی میای جلو بهم بگی می خوای یه قهوه تلخ تلخ تلخ عینه زهرمار باهام بخوری و تلخیش رو بذاری به حساب؟؟!!


/ 76 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عسل بانوی خودمون

اسمتو بگو تا به نام کوچکت صدا بزنم ....[چشمک] خدا عمران صلاحی رو رحمت کنه .

گلسا

تو آپ نمی کنی ولی من هم هربار که سر می زنم دست خالی برنمی گردم چون اولین چیزی که هر بار به چشمم می خوره اینه: من ناراحت یا غمگین نیستم...

ترانه ی صلح

منم همه ی اینا رو دلم می خواد[ناراحت] پیداشون کردی به منم بگو [ناراحت]

مهرسا

سلام هم دانشگاهی ...ممنونم... راستی قالب نو مبارک....[گل] از دانشگاه چه خبر؟خوبه؟خوش می گذره؟

ساحل

سلام دوست گلم من شما رو لینکیدم به من هم سری بزن خوشحال میشم مگه منو دوست نداری[ناراحت]

عسل بانوی خودمون

سلام . من مسافرت بودم تو کجا بودی پسر جان ؟ بد نیست یه چیزکی بنویسی ها ...

نغمه

مست باش و مخروش، گرم باش و مجوش، شکسته باش و خاموش که سبوی درست را به دست می برند و شکسته به دوش، اگر داری طرب کن و اگر نداری طلب کن، یار باش بار مباش ، گل باش خار مباش[گل][گل][ماچ][گل][گل]