84 تا 89

از سال 84 تا سال 89 که دانشجوی اونیورسیته طهران1 بوده ام اتفاقات زیادی تو زندگیم افتاده و حوادث زیادی رو  از دور و نزدیک دیده ام و نقل قول های زیادی رو هم از این سو و اون سو شنیده ام. مثل این خبر آخری از پیش بینی ِ نصرت بی ناموس2 ِ زمان در مورد وقوع قطعی زلزله در تهران. اما هنوزم زندگی تو این مملکت و قدم زدن تو این کوچه و خیابونا و نفس کشیدن تو هوای کثیفش خالی از لطف و البته حکایت نیست. هر چند شرایط رو طوری فراهم می کنی که یه روزی از این مملکت بری و یه جای دیگه از این چاردیواری ِدنیا عمرت رو تو راه علم و عمل (عمل سالح) تلف کنی اما بازم یه مسائلی پیش میاد که می خوای تمام عمرت رو همین جا بمونی و تو این خیابونا اونقدر بگردی تا اون زورگیر بدبخت رو که تو خیابون ِتاریک ِخلوت وقتی دستت پر از بار و بنه است میاد یه قمه می ذاره رو شکمت و همکار شریفش جیباتو خالی می کنه رو پیداش کنی و حقش رو بذاری کف دستش. اینه وضع امنیت ملت ما تو خیابون چسبیده به نرده های دانشگاه که نمیدونم از کجا یهو The Others از تو سریال Lost  میان و ازت زورگیری میکنن. حالا باز خوبه آزادی تو کشور ما نزدیک به مطلقه و گرنه که...

جوون این مملکت بودن خداییش کار هر کسی نیست. میون زمین و هوا بودن و نداشتن هیچ دید قطعی در مورد آینده و زندگی فقط از ما ایرانی ها بر میاد. نمونه اش خودم که بعد از ورود به دوره مقدس فوق لیسانس امکانات نداشته ام از طرف دانشگاه نصف شده و وضع از دوره لیسانس بدتر. حالا واقعا جرات نمیخواد واسه دکترات اینجا بمونی؟!

 **بعد از دیدن فیلم وزین پوپک و مش ماشالا که من دوست دارم بنا به دلایل شخصی مک ماشالا صداش کنم دوباره پشت و روی دست خودم رو سوزوندم که دیگه این ملودرام های یخ کرده رو تنهایی نرم سینما ببینم که اصلا نمی چسبه.

خودمم از ربط این مسائل به هم سر در نمیارم. نمیدونم شاید بهانه ای بودند واسه دوباره نوشتن.

----------------------------------------------------------------------------------------------

1) دانشگاه تهران

2) Nostradamus

/ 7 نظر / 13 بازدید
گلسا

به به دو کلومم از مادر عروس... ربطشون اینه که عصبانیت پنهان داری و خودت خبر نداری. اگه آدم بخواد توی ایران دنبال این باشی که حق هرکسی و کف دستش بذاره تا آخر عمرش همیشه یه کاری برای انجام دادن داره. حتی اگه در هر دقیق حق 100 نفر رو کف دستشون بگذاره.

علی شادان

[قلب]هییییییییی.وحید جونم بالاخره برگشته.[دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا][دست][هورا] چه کار عالیی کردی برگشتی.خیلی خیلی خیلی خوشحالم که برگشتی و دست از تحصن برداشتی. خوش اومدی داداش وحید گلم.[قلب][گل][قلب]

سپیده

درسته وحید حق با تو ٍ جوون این مملکت بودن کار هر کسی نیست و تو باید به خاطر این پدیده به خودت ببالی و افتخارات بیشتری رو از این همه بی امکانی نصیب خودت کنی با چنگ و دندون البته که اون هم جای بسی شکر داره مبارزه کن و نذار هیچوقت خالی بشی از این حس

ملینا

ما در سرزمینی زندگی میکنیم که در آن دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است نمیدوند.[گل]

عسل بانوی خودمون

نوستراداموس غلط كرده بايد بياد پيش اين مرتيكه شاگردي . گفته 5 ميليون نفر بايد از تهران برن . خب اول خود ننه بابا دهاتيش راه بيفته طرف آباديشون تا بقيه هم برن .اي خدا ما رو گير كي انداختي . آخه عدالتتو شكر . ديگه هم از خيابون بغل دانشگاه هم رد نشو تا اين اتفاقاي بد برات نيفته عزيزم . من ميگم شهروند اين مملكت بودن مكافات داره چه برسه كه جرمي به اسم جواني و البته دانشجو بودن رو هم مرتكب شده باشي . دعا ميكنم يه شبه همه ي تشكيلاتشون زير و رو بشه . تو فقط بگو آمين . بي ربط يا با ربط خوب كردي اومدي . ديگه داشتيم نا اميد ميشديم . در ضمن نفهميدم در باره ي فيلم جدي گفتي يا كنايه زدي . من البته نديدم .[چشمک]

بهارآذر

محمود بی ناموس یا نصرت بی ناموس ! ای بابا!